خاطرات پسر مامان (آیدین)
برای فرزندمان عزیز تر از جانمان خاطره های خوش بنویسیم

سلام نی نی های خوشگل من چهارشنبه با بابایی و مامانی میریم آنتالیا 7 روز اونجا هستیم اومدم آپ میشم دوستون دارم .

عکس 3 ماهگیت



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:09 AM | سه شنبه 17 مرداد 1391 توسط مامانی

چگونه مي توان غذاي كودك را مقوي كرد؟

منظور از مقوي كردن غذاي كودك اين است كه انرژي غذاي كودك بيشتر شود. بخصوص، كودكاني كه دچار اختلال رشد شده اند بايد انرژي بيشتري دريافت كنند. براي اينكه انرژي غذاي كودك بيشتر شود براساس سن كودك در هر زمان مي توان به غذاي او موادي اضافه نمود.

براي مقوي كردن مي توان به غذاي كودك آرد يا روغن مايع اضافه نمود. به هر وعده غذاي كودك‌ "صبحانه، ناهار، شام" حدود يك تا دو قاشق مرباخوري روغن مايع يا كره آب شده اضافه نماييد.

 چگونه مي توان غذاي كودك را مغذي كرد؟

منظور از مغذي كردن، اضافه نمودن موادي است كه علاوه بر انرژي، مقدار پروتئين، ويتامين ها و املاح غذاي كودك را بيشتر مي كند.

 مواد غذايي پروتئيني براي رشد كودك ضروري اند. براي اينكه پروتئين غذاي كودك بيشتر شود مي توانيد:

-حتي الامكان مقداري گوشت بصورت تكه اي يا چرخ كرده (مانند گوشت مرغ، ماهي، گوسفند و گوساله) به غذاي كودك اضافه كنيد.

-حبوبات مثل نخود، لوبيا، عدس، ماش منبع خوبي از پروتئين هستند. با شروع 9 ماهگي براي تأمين پروتئين مورد نياز كودك حبوبات كاملا" پخته و له شده به سوپ كودك اضافه كنيد.

-افزودن تخم مرغ به غذاي كودك مي تواند پروتئين غذاي كودك را بيشتر كند. براي مثال، تخم مرغ آب پز را داخل پوره سيب زميني و يا سوپ كودك، بعد از طبخ آن رنده كنيد. (در مورد كودكان زير يكسال بايد فقط زرده تخم مرغ به كودك داده شود).

 براي افزايش ويتامين ها و املاح غذاي كودك از چه مواد غذايي مي توان استفاده كرد؟

ويتامين ها و املاح براي رشد و تأمين سلامتي كودك ضروري هستند و بايد در غذاي روزانه كودك به اندازه كافي وجود داشته باشند. سبزيها منابع غني از ويتامين ها هستند. استفاده از سبزيهاي برگ سبز مثل اسفناج، جعفري، شبت، گشنيز و يا هر نوع سبزي ديگري كه در دسترس است در داخل سوپ و ساير غذاهايي كه به كودك داده مي شود ويتامين ها و برخي از املاح مورد نياز براي رشد كودك مثل آهن را تأمين مي كند، (بخاطر داشته باشيد به كودكان زير يكسال نبايد اسفناج داد). سبزيهاي زرد و نارنجي رنگ مثل كدو حلوايي، هويج و گوجه فرنگي داراي ويتامين A هستند و استفاده از اين سبزيها در غذاي كودك به تأمين ويتامين A مورد نياز براي رشد كودك كمك مي كند.

 

روشهاي ساده و ارزان براي مقوي و مغذي كردن غذاي كودك:

با استفاده از پودر جوانه غلات و حبوبات مي توان غذاي كودك را مقوي ومغذي كرد. زيرا اين مواد علاوه بر اينكه سرشار از ويتامين هاي B و C هستند به هضم غذا هم كمك مي كنند.

 طرز تهيه جوانه غلات و حبوبات:

ابتدا مقداري گندم، ماش يا عدس را به مدت 2 تا 3 روز خيس كنيد، بعد آن را در يك سيني تميز پهن كرده و يك پارچه تميز و مرطوب روي آن پهن كنيد و هر روز پارچه را آب بزنيد. پس از اينكه جوانه ها سبز شد مي توانيد جوانه كامل را به سوپ يا آش كودك اضافه كنيد. براي تهيه پودر جوانه غلات و حبوبات بايد جوانه ها را خشك كرده و به پودر تبديل كنيد و هر بار مقدار كمي از آن را (با توجه به سن كودك از 1 قاشق مرباخوري تا 1 قاشق سوپ خوري سر صاف) به سوپ يا هر نوع غذاي كودك اضافه كنيد. با اين كار هم انرژي غذاي كودك افزايش مي يابد و هم پروتئين، ويتامين ها و املاح غذاي كودك بيشتر مي شود. پودر جوانه غلات و حبوبات را مي توان در يك شيشه درب دار ريخته وتا 2 هفته در يخچال نگهداري كنيد.

سعي كنيد براي تهيه سوپ يا كته از گوشت با استخوان استفاده كنيد، مثل ران مرغ و يا ماهيچه گوسفند تا املاح و چربي بيشتري به بدن كودك برسد.

مي توانيد چند قلم گوسفند يايك قلم گوساله را جداگانه بپزيد، چربي روي آن را بگيريد و عصاره آن را براي 4 روز در يخچال و براي 2 ماه در فريزر نگهداري كنيد و به هر وعده غذاي كودك 2 قاشق غذا خوري از اين عصاره را اضافه نماييد.

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 7:03 PM | يکشنبه 1 مرداد 1391 توسط مامانی

دنیای زیبا 

 سلام عزیزم نازگل مامان من خیلی از شما شرمنده ام چون خیلی دیر شد خاطره تولدت رو توی وبلاگت بنویسم امروز که 1 مرداد ماه هست بابایی لب تاپشو نبرده منم دارم مینویسم شما هم همش می یای سیم مودم رو میکشی میخوای از جاش دربیاری وای خیلی بلا شدی منم از درد اینکه سیم موس رو نکشی موس و دراووردم دادم بهت که سرگرم با اون باشی با من کاری نداشته باشی ولی بازم کار خودت رو میکنی یعنی .....................(شلوغ کاری خودت)

 روز 1/3/91 تولد  niniweblog.com  شما گل پسر بود مامانی چون فرصت نداشتم 5/3/91 با بابایی قرار گذاشتیم که تولد برای شما بگیریم روز سه شنبه بردیمت آتلیه چندتا ازت عکس گرفتن که دو تاشو شاسی کردیم و یه دونه هم قاب عکس انتخاب کردیم خیلی قشنگ شده عکسات ایشالله که 120 سال زنده باشی دوست دارم عزیزم البته 5 تا هم قطعات کوچک ظاهر کردیم که به مهمونهامون هدیه بدیم یادگاری .

روز جمعه 5/3/91 مهمونهامون ناهار دعوت بودند بابایی ناهارو بیرون سفارش داده بود بعد از ناهار کیک تولدتو                    با کمک نگار فوت کردی و فشفشه هارو روشن کردیم و کیک و بریدی با کمک مامان جوون بعد از خوردن میوه و کیک عکس یادگاری با همه انداختی و همه کادوهاشونو دادند همه زحمت کشیده بودند دستشون درد نکنه پول داده بودند منو بابایی هم برات ماشین شارژی خریده بودیم دست مامانو بابا جون هم درد نکنه دوست داریم ایشاالله سالهای آینده تولد مفصل تری برای شما تدارک ببینیم .

برای دیدن عکس به ادامه مطلب برید .

 

 

 



ادامه مطلب...
موضوع : تولد آیدین جون

نوشته شده در تاريخ 6:53 PM | يکشنبه 1 مرداد 1391 توسط مامانی

 ماه رمضان

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

(بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 3:50 PM | شنبه 31 تير 1391 توسط مامانی

 سلام نی نی های ناز با عرض پوزش وشرمندگی من این چند وقت نتونستم خاطره های خوش بنویسم برای وب آیدین جون چون بابایی لب تاپ و میبرد مامانی هم نتونستم  متن بنویسم  امروز بابا جون لب تاپ و لازم نداشت گذاشت که من خاطره های ماه های قبل رو بنویسم .

 

 متن روز پدر و روز مرد

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال هست افتخارم . پدرجان باش و با بودنت باعث بودن من باش.

 



موضوع : روز پدر

نوشته شده در تاريخ 1:21 PM | شنبه 31 تير 1391 توسط مامانی

سلام بچه های خوشگل من با چند روز تاخیر اومدم  دوستون دارم ها

بازم اینترنتمون مشکل داشت

شکلک های محدثه



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:25 AM | دوشنبه 29 خرداد 1391 توسط مامانی

سلام عزیزم خیلی خیلی دوست دارم پسرم تموم زندگی من و باباجون هستی نفسمون به نفست بسته است دیگه ماشاالله داری خودت راه میری دیگه بزرگ شدی ،دیگه چیزی به روز تولدت نمونده دیگه میشی 1 ساله وای چقدر زود گذشت انگار همین دیروز بود شبا نمیتونستم بخوابم یادش بخیر پارسال این موقع بود که شمارش معکوس شروع شده بود الهی من قربون اون چشای سیاهت برم ،تقریبا" یه هفته ای هست که سه تامون هم سرما خوردیم باباجون زود خوب شد ولی من و تو هنوزم که هنوزه مریض هستیم همش دو تایی سرفه میکنیم الهی مامان قربونت بره اصلا"طاقت مریض شدنتو ندارم خیلی ضعیف شدی هیچی نمیخوری بردمت پیش دکترت بهت دارو سرماخوردگی داد و جواب آزمایشتو دید و گفت که کم خونی داری ،وزنتم کمه توی 1 ماه اصلا" اضافه نکردی ،منم خیلی حالم بد بود باباجون منو برد دکتر و سرم زدم و آمپول یه کم خوب شدم ، امروز فاطمه خانوم اومد خونمونو تمیز کرد آشپزخونه شکلکهای جالب آروین و حموم و توالت 3.gif،امروز یه کم که چه عرض کنم یه عالمه شلوغ شده بودی همش می یومدی سیم جاروبرقی رو میکردی تو دهنت و میبردی بزنی به صفحه تلویزیون که فاطمه خانم دعوات کرد و خیلی ترسیده بودی اینقدر گریه کردی تا حالا از کسی نترسیده بودی اولین بار بود که دیدم از کسی ترسیدی چه اشکی میریختی الهی مامان دورت بگرده نمیزارم کسی دعوات کنه حتی خودم چی بشه دعوات میکنم کار خطرناکی بکنی دعوات میکنم دوست دارم دوست دارم تو همه دنیای منی پسرم

 



موضوع : تاتی های آیدین

نوشته شده در تاريخ 11:11 PM | جمعه 19 خرداد 1391 توسط مامانی

سلام فندوق مامان عزیز مامان خوبی میخوام خاطره پارک رفتن با خالینارو برات یادگاری بنویسم روز چهارشنبه ای که گذشت بعداظهر خالینا اومدن خونمون   و بابایی و عمو حمید با هم رفتند استادیوم برای دیدن فوتبال     آخه بابایی عاشق فوتباله اونم چی طرفداره تیم استقلاله رفتند که اونجا ببینن خلاصه ما موندیم خونه خاله گفت بیا بچه هارو ببریم پارک گفتم     باشه بریم ولی چه جوری تو ماشین اینارو نگه داریم یعنی حسام و آیدین پسر نازم ،1- خاله که رانندگی میخواست بکنه     .2- نگار هم گذاشتیم جلو نشست که شماهارو اذیت نکنه مامانی هم نشستم پشت حسامو       گذاشتیم تو کریر و با یه دستم اونو گرفتم با یه دسته دیگه شما که روی صندلی نشسته بودی نگه داشته بودم حالا هی حسام گریه میکنه وای ونگ وونگ خلاصه با یه موکافاتی رسیدیم به پارک خاله رفت بلیط گرفت و نگارو چند تا  از وسیله ها ی بازی سوار کرد و شما هم از بین اون همه وسائل بازی فقط یکی از اونهارو  میتونستی سوار بشی خاله سوارت کرد منم حسام خان و بغل کرده بودم خوابیده بود.

پسر نازم انقدر خوشت اومده بود که یه بار نه 2 بار سوارت کردیم خیلی پسرم ذوق زده شده بودی بعد از راضی کردن نگار که دیگه بسته بریم خونه رفتیم که سوار ماشین بشیم حسام بغل خاله بود هر چی شیر خورده بود همرو روی خاله نرگس ریخت و یه کم اونجا معطل شدیم برای تمیز کردن و خلاصه اینکه با این همه خیلی خوش گذشت با هم بودیم. اومدیم خونه هر سه تاتون خوابالوده  بودید  ولی نمیخوابید ساعت 12 شب خوابیدید .

هر شب ساعت 11:30 یا 12 میخوابی الهی مامان قربونت بره هر چی سعی و تلاش میکنم که زود بخوابی نمیخوابی فقط اون ساعت میخوابی دوست دارم نخودی من

عکس نگار و آیدین

 گزینه ادامه مطلبو بزنید  



ادامه مطلب...
موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:02 AM | پنجشنبه 28 ارديبهشت 1391 توسط مامانی

مادرم ای بهتر از فصل بهار

مادرم روشن تر از هر چشمه سار

مادرم ای عطر ناب زندگی

مادرم ای شعله ی بخشندگی

مادرم ای حوری هفت آسمان

مادرم ای نام خوب و جاودان

مادرم ای حس خوب عاشقی

مادرم خوشتر ز عطر رازقی

مادرم ای مایه ی آرامشم

مادرم ای واژه ی آسایشم

مادرم ای جاودان در قلب من

مادرم ای صاحب این جسم و تن

مادرم می خواهمت تا فصل دور

مادرم پاینده باشی پر غرور

مادرم روزت مبارک ناز من

مادرم تنها تویی آواز من

http://www.radsms.com/wp-content/gallery/card_postal_rooze_madar_en/1214225992wqeqwe.jpg



موضوع : روز مادر

نوشته شده در تاريخ 10:57 PM | چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391 توسط مامانی

بهار يواش يواش مياد

صداي كفش پاش مياد

 سرما ديگه بار سفر را بسته

 منتظر فصل بهار نشسته

 بهار مياد رو شاخه ها برگ و شكوفه مي ذاره

ميون دشت، تو باغچه ها گلهاي خوشبو مي كاره

ابرا ميان به آسمون نم نم بارون مي باره

 ماهم بايد پنجره را واكنيم

بهار زيبا را تماشا كنيم

تو دلهامون بذر اميد بكاريم

 بگرديم و شادي را پيدا كنيم



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:46 AM | يکشنبه 10 ارديبهشت 1391 توسط مامانی
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ